آنگاه که نگاهت را به سوی چشم هایم با معجزه ی عشق چرخاندی ، من صید عشق تو گشتم و در دام عاشقی به جای دست و پا زدن آرام به صدای قلبم گوش دادم .
مهربانم ! نگاهت پلک های مرا از حرکت باز ایستاد و ضربان قلبم از یکنواخت زدن نجات داد و تو در وجود من جایگاه عظیمی همچون شاهزاده بر تخت فرمانروایی پیدا کردی و بر بلندای خانه قلبم نشستی و من همچون سربازی سر به سجده ی عشق تو بودم و حال از تو فرمان می گیرم .
ای مهربانم ! آغوش گرمت سردی تن رنجورم را خنثی می کند و هنگامی که با عشق بر گیسوانم دست می کشی و با برق نگاهت دلم را ناز می کنی من عطش عشق تو را در درونم دو چندان می بینم و شوق دیدارت مرا امید زنده بودن می دهد و من آسوده ، که در این دنیای بزرگ قلبی به یاد من در جسمی پر از عاطفه می تپد .
عزیز جان ! تمام وجودم به رهت وجودی نا قابل است در برابر عظمت تو .
ای تکیه گاه آرامش بخش ! دوست دارم سر بر پنجره قلبت کوبم و تو با مهربانی در به رویم باز و عشق مرا پذیرا باشی . دوست دارم دست در آستانت و سر به شانه ات نهم تا لذت عاشقی را حس کنم ، نازنین SAN !من هر کجا باشم فقط گرمی آغوش تو را خواهانم
کاش گذشتن از بعضی چیزا به آسونی گفتنش باشه فراموش کردنه بعضی حرفا سخت تر از لحظه ی شنيدنشه ! چرا فکر ميکنی ميشه راحت از خيلی چيزا گذشت ؟ من نمی خوام سکوت من آجرای همون ديواری باشه که بين منو تو فاصله بندازه آگه حرف نمی زنم .. اگه نمی گم دردم چيه .. اگه فقط شدم نگاه و نگاه .. فکر نکن از درد و دل کردن باهات خسته شدم .. ميترسم تو خسته بشی از دلتنگيام .. آدم بعضی وقتا اينقدر از همه جا و همه كس دلسرد و دل تنگ ميشه که حتی آهشم يخ ميزنه ..

كاش در كنارم بودي, كاش مي توانستم تو را در آغوش يگيرم ونوازش كنم... كاش مي توانستم دستانت را بگيرم و با تو به اوج خوشبختي بروم...كاش مي توانستم بوسه اي بر گونه مهربانت بزنم...اي كاش, كاش, كاش...دلم بدجوري هواي تو را كرده عزيزم...اي بهترينم...باورم نمي شود فاصله ها اينچين بين ما غوغا بپا مي كنندودرياي غم ودلتنگي در قلبم طوفان بپا كندوامواج تنهايي مثل خنجر در قلبم بنشيند...واي كاش در كنارم بودي...كاش بودي ودلم را از اميد وآرزوهاي انباشته خالي مي كردي...باورم نمي شود,سخت است باور كردنش, با نبودنت در كنارم گويادر اين دنيا تنهاي تنهاييم...بي كس...بي نفس, كاش در كنارم بودي...آنگاه هيچ آرزويي از خداي خويش نداشتم...سخت است ولي بايد نشست در گوشه اي وگريست وانتظار كشيد تا به سوي من بيايي واي كاش تو در كنارم بودي, باورم نمي شود كه قصد رفتن كرده اي وبار سفر را بسته اي, دلم بدجوري براي تو تنگ است..../

هرگز تو را فرموش نخواهم کرد حتی اگر مرا از یاد ببری
و هرگز از تو رنجور نخواهم شد
چرا که تو را دوست دارم
دیوانه وار عاشقت شدم
چرا که مهربانی را در وجودت دیدم
با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی
و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم
نه تو از عشق من دست میکشی
و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است و اگر با مژگانت اشاره ای کنی فرسنگها راه خواهم پیمود چرا که شب عشق بسیار طولانی است و قلبم در آرزوی تو می سوزد آنگاه که از برابر دیدگانم دور شوی خورشید وجودت پنهان می گردد و ابرهای غم و اندوه مرا در بر می گیرند و به دنیای غریبی می برند همیشه در قلبم حضور داری و عشقت زندگی ام را گل باران کرده است تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز به دنبالت طی کرده ام
محبوبم همیشه به انتظار 
بازگشتت خواهم ماند

او ن که یه وقتی تنها کسم بود
تنها پناه دل بی کسم بود
تنهام گذاشت و رفت از کنارم
از درد دوریش من بیقرارم
خیال میکردم پیشم میمونه
ترانه ی عشق واسم میخونه
خیال میکردم یه همزبونه
نمیدونستم نامهربونه
با اینکه رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم میسوزم
فکروخیالش همش باهامه
هرجا که میرم جلو چشامه...جلو چشامه
دلم میخوادتا دووم بیارم رو درد دوریش مرحم بذارم
اما نمیشه راهی ندارم نمیتونم من طاقت بیارم
نمیتونم من طاقت بیارم

گفتم نرو پرپر میشم ، گفتی می خوام رها باشم
گفتم آخه عاشق شدم ، گفتی می خوام تنها باشم
گفتم دلم ، گفتی بسوز ، گفتم یه عمری باز هنوز؟
گفتم آخه داغون میشم ، گفتی به من خوش میگذره
گفتم بیا چشمام به توست ، گفتی آخه کی میخره؟
گفتم منو جنس می بینی ، گفتی آره بی قیمتی
گفتم یه روز کسی بودم ، با من نکن بی حرمتی

همدم وهمراز هميشگي ام!كاش بهار را به دلم راه مي دادي ودريچه قلبم را به روي شكوفه اهي بهاري مي گشودي ومانع تركيدن بغضم مي شدي كاش غم را از نگاهم مي خواندي و از تبسم تلخ لبهايم راز دروني ام را بر ملا مي ساختي.اي كاش همچون گذشته شانه هايت مرهم هق هق گريه هاي بي پايانم بود وسينه پاكت صندوقچه رازهاي درونم اي كاش چادر شب دوباره بر شهر گسترده مي شد و خواب همه چشم ها را بر مي گذاشت تا هيچ كس شاهد گريه هاي من بر شانه هاي تو نباشد
 
دلم گرفته برای تو می نویسم برای تو که خیلی عزیزی پیشم!
کاش می شد به آن روزها برگشت به آن روزهای خوب گذشته،به ان روزهای خوش با هم بودن به ان شب های بی ستاره ای که بی هیچ اضطراب ودلهره سر بر بالین خواب می گذاشتیم وتا صبح هزاران هزار رویای رنگین مهمان چشمان پر امیدمان بود.ای کاش من وتو در پیچ وخم آن روزها گم نمی شدیم وبه امروز نمی رسیدیم.ای کاش کوله بار خاطرات ویادگاری های دوران خوش با هم بودنمان را در کوچه ای که سرشار از سروصدای خنده هایمان بود جا نمی گذاشتیم.ای کاش...اما حالا به اینجا رسیده ایم.کاش به من می گفتی که جدایی من وتو دروغی بیش نیست..../

اگر هنوز شب های بارونی یادت مونده باشه برات قصه می گم،نمی دونم شب های بی ستاره رو به یاد داری یا نه؟اما می خوام برات لالایی بگم.می خوام اینقدر بگم،بنویسم،بخوونم تا بالاخره بگی دوستم داری،فاصله بین ما رنگین کمانی است هفت رنگ.تو شب ها زود می خوابی بدون لالایی،من شب ها دیر می خوابم با اشک های مهتابی،تو روزها می گی ومی خندی...من روزها می گریم ومی نویسم.یادته یادته چقدر برات نوشتم توفقط مال منی،یادته بهت گفته بودم:وجودم برای تو؟
یادته چقدر برات نامه نوشتم؟نگو نگو که یادت نمی یاد.تو خودت بودی که می گفتی،شبهای بی انتهای عشق را نباید فراموش کنی نباید بری ومن رئ برای همیشه فراموش کنی؟قصه بگم یا نگم؟برام نمی خوونی!بگم یا نگم دوستت دارم،برام نمی مونی،بگم دلم برای تو،فدای تو،دوستم نداری،اما این بار نوشتم که بگم چشمهایم برای تو./

روزی خیس از باران به دیدارت می آیم و در بارانی ترین دیدارمان همه چیز را اقرا می کنم.همه آن گله هایی که باید می کردم اما نکردم می دانم که روزی از این سکوت طولانی ام شاخه های شکننده چلچله ها غوغا می کنند ومن در اندیشه خود با دلی خالی از گذشته وحال آرزوهایم را برایت مرور خواهم کرد آرزئهایی که تو در آن حضور داری آرزوهایی که با عشق تو آغاز شد نمی دانی چه ساده لوحانه،هر شب به خود به قول می دهم:دیگر فردا مانند نخواهد بود اما اطمینان دارم ومی دانم که امشب مانند شب پیش،بی تو اما با یاد تو صبح خواهد شدوباز هم تکرار بود و تکرار تکرار./

اي عشق من ، اي عزيزترينم:
چه خوب شد که به دنيا آمدي و چه خوب شد که دنياي من شدي .
پس:
براي من بمان و بدان که هيچ چيز با ارزشتر از عشق نيست و بزرگترين ويژگي عشق بخشايش است.
بنابراين:
قلبم را که لبريز از عشق است به تو تقديم مي کنم و سوگند مي خورم که تا ابد :
عاشقانه دوستت بدارم .
|